آهو کوچولو

آهو کوچولو
Subscribe to hidden_fbi_112
Powered by groups.yahoo.com
من برگشتم

سلام به آهو کوچولوی خودم که باز برگشته تو جمع ما،آهو کوچولو که نمیدونه.....

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱۳ امرداد ،۱۳٩٠ - مانی
 

آقا بد بخت شدیم ، من کم اوردم،تموم، دیگه هیچ امیدی به این محمود جون نیست کار از دعا و دخیل گذشت،هیچ امیدی به شفا نیست......................................

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٦ آذر ،۱۳۸٦ - مانی
من بر گشتم!!!!!!

سلام،سلام،من برگشتم...............همین

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱۳ مهر ،۱۳۸٦ - مانی
و ديگر هيچ!!!

سلام به دوستای خوب و نازنین خودم که همیشه با نظراشون من و همراهی می کنند.( اینو گفتم هرگز نشه فراموش،نظر)

...  بازگشت آهو کوچولو به جمع ما خیلی خوشحال کننده است...،آهو کوچولو که نمیدونه دل تنگی یعنی چی!!!اما خوب میدونه دلت براش تنگ شده بود

آهو کوچولو که نمیدونه بیزین چیه!!! ....که بخواد بدونه پمپ بنزین آتیش زدن یعنی چی...(( من می دونم ،خیلی حال میده))

آهو کوچولو که نمیدونه ماشین چیه!!! ...که بخواد بره ۵ لیتر بنزین بزنه!!!

اصلا میدونی چیه...،آهو که نمیدونه احمدی نژاد کیه!!!!! که بخواد بدونه کی داره بد بختمون می کنه..... آهو، چراغ قرمز ، بنزین، مترو،ماشین،قاچاق، سهمیه بندی،احمدی نژاد،...... همین

......راستی چندتا از سوالای کنکور که همین چند روز پیش بود(( برای کسانی که همچنان پشت کنکور باقی مانده اند))

۱-آیا سهمیه بندی؟؟؟؟

۲-آیا بنزین؟آیا ماشین بنزین می خواد ؟کی میگه بابا؟

۳-آیا احمدی نژاد؟؟ آیا صندوق جمع آوری کمکهای مردمی برای خرید کت و شلوار؟؟؟

۴-آیا ترس از تحریم؟؟

۵- آیا ۳۰ یا ۴۰ تا جوون تو اوین به خاطر زبون درازی؟؟؟؟

۶-آیا، کی این ۴ سال محمود تموم میشه ها؟؟؟

۷-آیا من و تو خر شدیم؟؟؟؟

۸ـ آیا اینجا خوش می گذره؟؟؟؟

۹- آیا نفت سر سفره خانه ما؟؟؟

۱۰-آیا من سرم را به باد میدم؟؟؟

۱۱- آیا جوان؟؟؟ آیا نسل سوخته یا پمپ بنزین؟؟؟

........و شاید در پایان آزادی(( البته منظورم میدون آزادی بودا ، اون یکی آزادی و تو خواب ببینی، آره!!!!))

......راستی یه جوونه بود که خیلی گومبولی* بود، شهرام جون و می گم، الان تو اوین دارای یک سوییت به همراه امکاناتی چون آب،برق،گاز،تلفن،سونا،جکوزی،استخرو.... می باشدو بازم همین

*: گومبولی یک واژه نا معنوس در فرهنگ لغت فارسی می باشد، زیاد گیر نده.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸٦ - مانی
بد حجابی!!!!!!

سلام می خوام یکم در مورد محمود جون براتون بگم ،من اصلا کاری به کارشون ندارم اما آدم تا کی می تونه اینطوری بگذرونه، این سخنرانی محمود جونم و ببین!!!!

خیلی جالبه . در این ویدئو که مال روزای انتخابات دکتر (البته دکتراش و از کجا گرفته خدا می دونه )احمدی نژاد است ، ایشون حرف از این میزنه که" آیا واقعا مشکل ما نوع لباس پوشیدن دخترا و مدل موی سر جووناست ؟به ما واقعا چه ربطی دارد مدل موی جوون ؟ ما کاری به این چیزا نداریم . مردم سلایق گوناگون دارند و دولت نباید با این رفتارها مردم را کوچک کند"
و حالا رفتار دیگری از دولت ایشان و نیروی انتظامی می بینیم :


آره جونه خودت هم اقتصاد درست شد(بنزین)
هم  امنیت روانی داریم( میری بیرون بپا نگیرنت)
من میمرم برای این آرامش دولت محمود جونم،
آخه تا کی دوام میارین با این کاراتون،
آخه تا کی دروغ،

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٠ خرداد ،۱۳۸٦ - مانی
بی عنوان!!!!!

سلام،چطوری؟ خوبی؟چه خبر؟.......

با من بودی؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من نمیدونم چی بگم، از کی بگم، از کجا بگم، بابا نمیدونم،نمیدونم گفتنی زیاده، یا نگفتنی!!!!!

من دیگه خسته شدم........

آهو کوچولو ، آهو کوچولو ، آهو کوچولو........ بابا تا کی می خوای به اسم آهو کوچولو حرفات و بزنی، تا کی؟؟!!!!!

ای کاش من تو دنیای آهو کوچولو بودم،ای کاش!!!

ای کاش ذوق رفتن به مدرسه رو داشتم، ای کاش!!!

ای کاش الان فصل امتحاناتم بود،ای کاش!!!

ای کاش استرس امتحان ریاضی و داشتم، ای کاش!!!

ای کاش یکی از جمعه های دوران تحصیل برگرده، ای کاش!!!!

ای کاش ما الان آزاد بودیم، ای کاش!!!

ای کاش هیچ وقت معنی آزادی نمی فهمیدم، ای کاش!!!

ای کاش اینا نبودن،خوب اگه اینا نبودن کی بود؟؟!!!

ای کاش ما بودیم،ای کاش!!!!!!!

....و ای کاش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - مانی
آّّّّه!!!!

سلام به همه دوست جونای خوبم که تو این مدتی که نبودم خبری از شما هم نبود

درسته این رسم روزگار، آهو کوچولو همیشه میگه از دل برود هر آنکه از دیده برود.

بابا این چیزا رو بی خیال بنزین و بچسب که الان بازارش حسابی داغه،آهو کوچولو که نمیدونه بنزین چیه، اما نمیدونم چرا گیر داده به داستان بد حجابی!!!!

چند تا سوال فرهنگی هنری

۱-الف )آیا ماشین بنزین مصرف می کند؟ب) آیا کارت هوشمند، سوخت؟

۲- آیا بنزین یا انرژی هسته ای؟ 

۳-آیا دست زدن به نا محرم؟ وای وای!!!

۴-آیا من ؟ آیا تو؟ آیا حقوق ما؟ آیا جوانی؟ آیا آزادی؟

نکته:( آقا حدیث تازه رسیده: دست زدن برادران به خواهران بد حجاب، یا هل دادن یا .....(از اونا) اگر در مورد مبارزه با بد حجابی باشد واجب کفاییست و هیچ مشکل شرعی ندارد و حتی مستحب هم  هستندی) 

۵- آیا اسلام؟

۶ـآیا بد حجابی بد است؟

۷ـآیا چادر ؟

۸-آیا احمدی نژاد؟

۹- آیا بد بختی؟ آیا تحجر؟

آیا،آیا،آیا.......

واقعا که.... من و آهو کوچولو فقط داریم فکر می کنیم چرا؟ خلاصه آهو کوچولو تو چراها غرق شده.

راستی ادامه داستان داره میشه مثل زندگی ما، با کمی تغییر موضوع ، ما میشیم اون بچه فقیر و اونا که نباید اسمشون و ببریم آقا پولداره، که در آخر ما ماشین آقا پولدار را پنچر می کنیم اما آقا پولدار انگار نه انگار  و به بچه اش(که تو داستان جدید میشه کارمندان زیر دست) میگه باب بی خیال با این کارا به جایی نمیرسن بریم دو قدم جولوتر یه بی ام و  بخریم... و در آخر آخر ما تبدیل به تروریست می شویم( البته ما منافق میشیم ،بعدش نیست و نابود)

خلاصه چه باید کرد شما می دونید؟

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٢ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - مانی
خود کشی!!!!

با سلام خدمت تمامی دوستانم، قبل از هر چیز سال جدید رو به همراه  تمامی تحریم ها را به شما عزیزانم تبریک می گم.

راستی آّهو که نمیدونه ۱۵ تا سرباز انگیلیسی تو حریم آبی ما چی کار می کردن!!آهو که نمیدونه اینا خودشون انگیلیسین!!! اصلا آهو نمیدونه این محمود به چه درد می خوره!!! این آهو یه کم پرو شده نه؟؟ راستی سال نو را با کالاهای داخلی آغاز کنید

آخه تازگیا کف شهر پر شده از بنر های ( استفاده از کالای ملی= اشتغال زایی)

من نمیدونم چرا حالا که تحریم شدیم فکر اشتغال زایی شدن!!!!!

حالا بگذریم.اگه بهت بگن خدا داره خود کشی می کنه چی کار می کنی؟

راستی ادامه داستانم براتون تو پست بعدیم می زارم.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٦ فروردین ،۱۳۸٦ - مانی
چهل و هشت ساعت خواب و بيداری يا اولدوز و کلاغها

از این که اسم داستان یک مقدار بلند است عذر خواهی می کنم.به هر حال در طول تاریخ خیلی چیزها بلند بوده!بعضی از آدم ها قد بلند بوده اند، بعضی بلند نظر بوده اند، بعضی بلند پرواز بوده اند.... این داستان هم اسم بلندی داره اتفاق خاصی نیافتاده.

باری، یک روز یک بچه ای به همراه پدرش سوار بر ماشین رونیزشان رسیدند دم در یک اسباب بازی فروشی بزرگ.

در آن اسباب بازی فروشی یک عروسک بزرگ و قشنگ بود و مقابل شیشه مغازه یک پسر بچه فقیر، سه ماه و نیم بود که ایستاده بود آن عروسک را نگاه می کرد.

سه ماه و نیم بود که هیچ جا نرفته بود و صاف زل زده بود عروسک و نگاه می کرد.هی نگاه می کرد. هی نگاه می کردو هیچ جا نمی رفت.اساسا جایی و خانه ای نداشت که برود. کس و کاری هم نداشت.

بچه پولدار با بابا جانش( یا همان پاپا) از رونیز پیاده شدند و رفتند داخل مغازه و یک راست همان عروسک را خریدند. حالا آن مغازه شونصد عروسک و اسباب بازی دیگر داشت، اما گویا این بچه مرض داشت همان عروسک را بخرد.

فروشنده هم به او گفت این عروسک خوب نیست بیا بهترش و ببر توکه پاپا جونت پولش می رسه.این عروسک دیگه رو ببین،هم قشنگه،هم بلونده،هم باربیه،هم حرف می زنه،هم راه می رود،این دکمه رو بزنی تبدیل به دوچرخه می شه، این دکمه رو بزنی برات آواز می خونه،این دکمه آخری هم بزنی کلاس کنکور و تقویتی برگزار می کنه، اینم بزنی آقای شاهر....و برات می خره!!

اما بچه پولدار گیر داده بود  به همان عروسکی که پسر بچه فقیر سه ماه و نیم به آن زل زده بود.

پسر فقیر دید که عروسک دارد خریداری می شود، خواست زل بزند به مسلسل  پشت شیشیه.

اما گفت:؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بقیه داستان تو پست بعدیم براتون می نویسم!!

آهو که نمیدونه داستان چیه !!! اما خوب می دونه کنایه یعنی چی!!!!

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٠ اسفند ،۱۳۸٥ - مانی
>